محرم در شعبان

اسلام ای سومین مولای ما ای تو هم مجنون وهم  لیلای ما
عشقت آتش می زنددرسینه هاباتو روشن می شودآئینه ها

محرم که شروع میشدمردم ده شب را درمسجد عزاداری میکردند.اماغروب تاسوعا و روز عاشورا دربیرون ازمسجدمراسم عزاداری رابجا می آوردند. یکی از نمونه شعرهایی که در رسای این ماتم در زمان های خیلی قدیم مرسوم بوده شامل:(حسن شاه حسین شاه واویلا واویلا) بوده که بعدهانوحه های جدید جایگزین آن شده است.

در روز عاشورا مردم درمحوطه آبادی تانزدیک ظهر به عزاداری می پرداختندوبعدآ به سر قبرستان مراجعهمی نمودندودسته جمعی به سر قبر تازه درگذشتگان می رفتند وپس ازنثار فاتحه هرشخص به سرقبر اموات خویش میرفت. وپس از این مراسم مجددآ در جمع هم حضور به هم میرسانند وپس از ادای روضه توسط روحانی

مربوطه به حالت عزاذاری به سوی آبادی وخیمه گاه حرکت مینمودند.(در اینجا جا داردکه از حاج آقا وفایی کهخیلی از این مراسم را بجامی آورد یادی بکنیم وبرای سلامتی بیشتر ایشان دعا نمائیم وقدرشناس خدمات ایشان باشیم).

خیمه گاه درمحوطه آبادی قرارداشت وچون بانی آن خانواده این حقیربودند خوب آنرابخاطردارم.دربعد از ظهرتاسوعاچهارچوپ محکم را درزمین استوار می کردیم وسرچوپ ها را درچهارطرف سیم می بستیم ودر اینسیمها به حد فاصل پنپه می بستیم.

هنگامیکه تمام مردم باسینه زنی از بالای آبادی می امدند به پنپه های خیمه گاه الکل میزدندوبانزدیک شدندسته عزاداران خیمه گاه را آتش میزدند. حال مجسم کنید مردمی که تا ظهر عاشوراباخلوص نیت درفراقوماتم سالار شهیدان ویاران باوفایش عزاداری نموده اند با دیدن خیمه آتش زده چه احساسی خواهندداشت.

تمام عزاداران قبل ازرسیدن به خیمه به سرعت سعی میکرندخودرابه داخل این چهارچوپ برسانند دراین هنگامهرشخص هم نوحه گووهم سینه زن بود وباگفتن نوحه:(آتش زدند برخیمه ها /ازدست شمر بی حیاء)وباوجودآن همه آتش برسروسینه خویش میکوبیدندواین باعث بیهوش شدن عده کثیری میشد.

درزمانهای خیلی دور حدود نود سال پیش قمه زنی مرسوم بوده که بعد از مراسم با سرهای خونین به حماممیرفتند واعتقاد داشتند که آب خزیته دوای زخم های آنها میباشد ولی این مراسم به مرور منسوخ شد.

زمانی روستای شعبان مرکزیت مراسم عزاداری روستاهای اطراف وحتی شهر نهاوند راداشت جون دیگرروستاهامراسم عزاداری نداشتند ودرشهر هم ممنوع بود درنتیجه درروزعاشورا جمعیت زیادی به شعبان میآمدند ومردمشعبان برای اینکه ازاین همه جمعیت پذیریی کننداکثرخانواده هاباگذاشتن وپختن حلیم امکان پذیرایی از آن همهجمعیت را فراهم مینمودند. برای اثبات این موضوع گفته های ناظرین وپخت حلیم های فراوانی بود که به علت عدم مراجعه افراد اضافی میآمد این حقیر خود این موضوع راشاهد بودم که مرحوم مادرم به خاطراعتقادوعادتقبلی به پختن حلیم زیادی اقدام مینمودوچون کسی نبود که ازآن تناول کند آنرا به رودخانه میریخت.               درهمان روزعاشورا درمحوطه خیمه گاه روضه ظهرعاشورا برپا میشد وپس ازآن به مناظر خویش مراجعه میکردند.